اخبار :
| رابطهي آمار و مطالعات جمعیّتی |
|
|
|
| نوشته شده توسط مدیر سایت |
|
صحبت دربارهي رابطهای که بین دو موضوع کاملأ همپیوند یعنی آمار و مطالعات جمعیّتی وجود دارد، آن هم در جلسهای که حاضران در آن، خود از اعضاء خبرهي این دو عرصهي علمی هستند کار سادهای نیست. شاید این بحث را باید در دو جمله خلاصه کرد و جلسه را به طرح موضوع دیگری واگذار نمود و آن این که "آمار و مطالعات جمعیّتی رابطهي تنیدهای با هم دارند که هیچگاه نیز نمیتوان آن دو را از هم جدا کرد". اگر آمار را از مطالعات جمعیّتی بگیرند، مطلب زیادی برای گفتن نخواهد داشت و اگر جمعیت را از آمار بگیرند به درخت بیبرگ و باری تبدیل خواهد شد و مهمترین کارکرد خود را که ابزار برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، از دست خواهد داد. بررسی نگارههايی که از انسان هوشمند (Homosapian) در غارهای اوّلیهي زیستی باقی مانده است تصاویر سادهای از انسانها چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی است، ولی گروهی که تعداد آنها همواره قابل شمارش است. اوّلین نگاه به این نگارهها نشان میدهد که در ذهن انسانهای اوّلیهي هوشمند مفهوم جمعیّت و آمار شکل گرفته بوده و نحوهي بیان این مفاهیم نیز به گونهای بوده است که نمیتوان گفت کدام یک بر دیگری مقدّم بوده است. نگارههای دیگری هم که در مورد حیوانات، درختان و گل و گیاه وجود دارد، همگی نشانهي توجّه انسان به محیط پیرامونی و هستیهای موجود در آن بوده که شاید محسوسترین و ملموسترین آنها نیز انسان و تعداد آن بوده است. برای پرداختن به اصل موضوع شاید بتوان رابطهي آمار و جمعیّت را در چند زمینه مورد بحث قرار داد: 1) پیدایش جمعیّتشناسی و رابطهي آن با آمار در این جا من از چگونگی پیدایش علم آمار سخن نمیگویم و تصوّر میکنم که این موضوع در بحثهای قبلی باز شده باشد. به جمعیّت و پیدایش آن بر میگردم. در یکی از مقالههای خود گفتهام که جمعیّتشناسی دانشی است نو بر پایهي اندیشههای کهن. این مطلب را در آن مقاله بازکرده و نشان دادهام که توجّه به جمعیّت، هم از نظر تعداد و هم از نظر ویژگیهای عمدهي آن، تاریخی به درازای قدمت انسان دارد، ولی جمعیّتشناسی در مفهوم کنونی آن دانشی نو پا است. از ورای مجموعهي مطالبی که توسّط صاحبنظران برجستهای چون "پل کلاوال"، "برنارد گرانوتیه" و "رولان پرسا" در دایرهالمعارف لاروس نوشته شده و بعدأ در سال 1976 به صورت کتابی تحت عنوان "جمعیّت و جمعیّتشناسی" در آمده است، که چاپ اوّل ترجمهي فارسی آن در سال 1368 از طرف نشر دانشگاهی انتشار یافته است، گفته شده است که خواننده در آن کتاب با دو زمینهي متفاوت ولی مربوط به هم روبرو میشود: بخشی که در آن تعداد جمعیّت جهان، توزیع و تحوّل آن بررسی میشود و بخشی که اختصاص به شناخت دقیقتر مفاهیم و مسائل جمعیّتی دارد مانند پیدایش این رشتهي علمی، و چگونگی مطالعهي موضوعات تشکیلدهندهي آن. رولان پرسا در تأکید بر چگونگی پیدایش این رشته در کتاب جمعیّتشناسی اجتماعی خود مینویسد: کتاب جان گرانت تحت عنوان ملاحظات طبیعی، سیاسی و......به سال 1662، بدون چون و چرا، مرحلهي آغازین مطالعات جمعیّتی را نشان میدهد. تحقیقات وی آغاز جهش بیوقفهي دانش جمعیّت، یعنی جمعیّتشناسی است که از تحلیل آمارهای مرگومیر در رابطه با موضوعات مختلف شکل گرفت. بازکاوی محتوای این کتاب، نشان میدهد که این تاجر ماهوت فروش، بولتنهای هفتگی مرگها و گاهی ولادتها را که در حوزهي کلیسايی لندن به ثبت رسیده و هر سهشنبه انتشار مییافت (جمعیّتشناسی اجتماعی 1353 :5) مورد تجزیه و تحلیل علمی قرار میداد. این کار سبب گردید که عوامل زیستی، اجتماعی، و اقتصادی را دربارهي مرگومیر مورد بررسی دقیق قرار دهد و مهمتر از آن، به شناخت نظم و ترتیبهای آماری مربوط به پدیدههای زیستی و اجتماعی دست یابد و به استنتاجهايی برسد که در زمینهي جمعیّت، زادهي این نظم و ترتیبهای آماری بودهاند. گرانت با این کارهای علمی خود، آمارهای جمعیّتی را در یکی از راههای اصلی تکوین دانشی قرار داد که از همان ابتدا بر نظم و نسقدهی آماری استوار بود. وی با مقایسهي آمار مرگومیر در لندن رقم 13 در هزار را برای موالید و رقم 14 در هزار را برای مرگومیر، به دست آورد. ارقامی که در مناطق روستايی به ترتیب 63 و 52 در هزار بود. وی از این ارقام به این نتیجه رسید که افزایش جمعیّت پایتخت به علّت هجوم روستائیان به آن منطقه است. کارهای گرانت، رابطهي آمار و جمعیّت را شفّافتر کرد و از ابهام و مبالغه درآورد "برای ارزیابی طبیعت ابتکاری کار وی، باید متوجّه بیاطّلاعی کاملی بود که در آن عصر دربارهي جمعیّت و حرکات آن وجود داشت، به گونهای که گاهی رقم هفت میلیون نفر جمعیّت برای شهر لندن داده میشد در حالی که گرانت با محاسبهي دقیقتر آن به رقم 384 هزار نفر دست یافت و این مطلبی است که در صورت اقتضاء در بخش دیگری از این مقاله عنوان خواهد شد. قراردادن یک چند واقعه اجتماعی به عنوان موضوع سیستماتیک در عصری که جامعه تحت تأثیر یک ارادهي نامتناهی فوقطبیعی تحوّل مییافت کار مطلقاً تازهای بود. جان گرانت با استفاده از آمارهای بولتنهای کلیسايی، با مطالعهي دقیقتر 23000 واقعهي مرگ در دو دورهي 1629تا 1638 و 1647 تا 1658 و تحلیل آماری آنها سرانجام جدول مرگومیر را ساخت و به مفهوم احتمال بقاء پی بُرد موضوعی که امروز یکی از ابواب مهمّ مطالعات آماری را نشان میدهد و بحث احتمالات آماری یکی از کاربردیترین مباحث این دانش است. شگفتآور آن که ادامهدهندگان بلافصل راه گرانت در بین ستارهشناسان و ریاضیدانان بودند که با مفهوم عدد و رقم و تحلیلهای آماری آشنايی کافی داشتند. 2) تعریف جمعیّتشناسی و رابطهي آن با آمار مؤلّفین لغتنامهي چندزبانهي جمعیّتشناسی سازمان ملل در حوالی سالهای 1950 جمعیّتشناسی را مطالعهي علمی جمعیّتهای انسانی دانستهاند که این کار را در زمینههای بُعد جمعیّت، ساخت جمعیّت و تحوّل آن انجام میدهد. آنچه که در توضیح این تعریف آمده است این است که مطالعات جمعیّتی در آغاز با دید کمّی آغاز میشود و به تدریج جنبههای کیفی بر آنها افزوده میگردد تا در نهایت جمعیّتشناسی به یک دانش کمّی و کیفی تفکیکناپذیر تبدیل گردد. نکتهي حائز اهمیّت در این تعریف نخست از جمعیّتشناسی، تأکید بر جنبههای کمّی مطالعات است و جنبههای کمّی نیز چیزی جز آمار و ارقام نیست. در نتیجه، شروع جمعیّتشناسی با آمار و ارقام گِره خورده است و این رابطهای است که به گونههای مختلف در تعاریف دیگری که از جمعیّتشناسی شده است دیده میشود. رولان پرسا برجستهترین جمعیّتشناس در حوزهي تحلیلی این علم، در کتاب جمعیّتشناسی آماری خود آن را علم آماری جمعیّت تعریف کرده و در کتاب جمعیّتشناسي ریاضی خود جمعیّتشناسی را علم ریاضی جمعیّتها دانسته است. این بیان در آثار جمعیّتشناسان دیگری چون تابوتن در بلژیک و لوئی هانری در فرانسه، جان دورانت در امریکا نیز به وضوح دیده میشود و آمارشناس معروفی روشی را ابداع کرده است که به نام خود وی، روش لگزیس نامیده شده است که چیزی جز بیان دادههای مربوط به تعداد و تعلّق نسلی جمعیّت در قالب نمودار آماری نیست. این موارد همه دلالت بر رابطهي بسیار نزدیک و ضروری آمار و مطالعات جمعیّتی دارد. تحلیل جمعیّتشناختی مبتنی بر یافتههای روشهای آماری و اطّلاعات ثبتی جمعیّت است که این خود نوعی گردآوری آمارهای جمعیّتی و عوامل طبیعی تشکیلدهندهي آن یعنی زادولد، مرگومیر، ازدواج و طلاق است. مطالعات جمعیّتشناختی متضمّن مراحل متعدّدی است که میتوان آنها را به شرح زیر برشمرد: گِردآوری اطّلاعات و مخصوصاً دادههای کمّی که معمولاً از آنها به نام Data نام برده میشود. پروردن دادهها به شکل جدولهای آماری تجزیه و تحلیل دادههای کمّی و شناخت سیر تحوّلی و مقایسهای آنها استنتاج و نتیجهگیری از آنها و کشف و یافتن اطّلاعات جدید 3) محتوای موضوعی جمعیّتشناسی با توجّه به تعریف اوّلیهي جمعیّتشناسی و تکمیل آن، میتوان تابلوی زیر را به عنوان مفاهیم محتوايی این دانش نوپا مطرح ساخت:
مروری بر کلّیات این تابلو بهخوبی رابطهي آمار و مطالعات جمعیّتی را نشان میدهد. به طوری که هیچ زمینهای از مطالب محتوايی این تابلو، بی استفاده از آمار و یافتههای آماری قابل درک و انجام نیست. در بحث مربوط به بُعد جمعیّت، تعداد جمعیّت مطرح است که یک موضوع آماری است. این بحث وقتی میتواند مفهوم گردد که با دو قید مکانی و زمانی مربوط شود. شناختهشدهترین مکان زیست انسان کرهي خاکی است. این کرهي خاکی در طول زمان آمار و ارقام متفاوتی داشته است. تحلیل آمار و ارقام جمعیّتی هر محدودهي مکانی تنها در چارچوب زمان امکانپذیر است. این زمان را میتوان به دو دورهي پیش آماری و آماری تفکیک کرد. در دورهي پیش آماری اطّلاعات بر حدس و گمان استوار است و از برداشتهای شخصی سیّاحان و نویسندگان و صاحبنظران ناشی میشود. این آمارها به گونهای است که نمیتوانند واقعیّتهای مربوط به تعداد جمعیّت یک منطقهي معیّن را حتّی به صورت تخمینی قابل قبولی نیز ارائه نمایند هرچند که در بیان خود به مستنداتی توسّل میجویند که خواننده را بر درستی بیاناتشان هدایت میکند. برای درک بهتر این نکته شاید ذکر نمونههايی از این آمار و ارقام نامطمئن ضروری باشد: ایران کشوری است باستانی و سابقهي حکومت در آن، اگر از داستانهای اساطیری صرفنظر شود به هزارهي ششم قبل از میلاد میرسد. از تأسیس حکومت هخامنشی بیش از 2500 سال میگذرد. برآوردهای مختلف از جمعیّت جهان در گذشته، تعداد آن را در چهل هزار سال قبل از میلاد حدود نیم میلیون نفر نشان میدهد که در عصر مسیح به حدود 250 تا 300 میلیون نفر رسیده است. در چنین حال و هوايی، هرودوت مورّخ یونانی به جمعیّت 50 میلیونی ایران در زمان جنگهای مدیک (جنگهای ایران و یونان در دورهي خشایار شاه اشاره میکند و شمار لشکریان ایران در آن جنگها را نیز یک میلیون و هفتصد هزار نفر برآورد میکند و مستنداتی را ذکر میکند که خواننده را بر صحّت گفتههای خود مجاب میکند. وی مینویسد: وقتی خشایار شاه خواست قشون خود را از تنگهي داردانل بگذراند محلّ مخصوصی را برای شمارش قشون خود مناسب دید و مقرّر داشت تا ده هزار سپاهی شمرده شده در محلّی گرد آیند به نحوی که حتّیالمقدور به یکدیگر نزدیک باشند. سپس، مقرّر کرد دور این عدّه را خطّی بکشند و بعد از خروج آنان از داخل خط، دیواری بر روی خط ترسیمشده بنا نمایند به نحوی که بلندی آن تا کمر سپاهی باشد. چون حصار آماده شد، سپاهیان گروه گروه در آن داخل شدند تا تعداد آنها معلوم شود. هرودوت نتیجهي این شمارش را یک میلیون و هفتصد هزار نفر ذکر میکند (سالنامهي آماری کشور 1345 ) در صورتی که این قول صحیح باشد، برآورد 50 میلیونی جمعیّت ایران در دورهي هخامنشی نیز چندان مبالغهآمیز نخواهد بود. تردید زمانی پیش میآید که در نوشتهي دیگری (اطلس تاریخی جمعیّت جهان)، جمعیّت ایران را در همان محدودهي جغرافیايی در عصر مسیح حدود 4تا 5 میلیون نفر برآورد میکند. از طرف دیگر، فراهمآوردن و اعزام قشونی در حدّ یک میلیون و هفتصد هزار نفر به سرزمین یونان، با توجّه به آن که تعداد لشکریان ایران در جنگ ایران و اعراب که جنگ سرنوشتسازی بود بین 30 تا 120هزار نفر ذکر کردهاند (زنجانی به نقل از تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی 1370) چندان قابل قبول نمینماید. از این رو، با قاطعیّت میتوان اعلام کرد که تا زمانی که آمارگیریهای علمی از جمعیّت و ویژگیهای جمعیّتی صورت نگرفته باشد طرح مسايل جمعیّتی از اعتماد و اعتبار کافی برخوردار نخواهد بود و این یکی از جنبههای بارز و انکارناپذیر رابطهي بین آمار و مطالعات جمعیّتی است. دورهي آماری: مطالعهي جمعیّت در دورهي آماری به موازات تکمیل و تکامل آمارگیریها از اظهارنظرهای کلّی خارج میشود و هر چه تعدا آمار گیریها افزایش مییابد و اصول علمی در انجام آنها رعایت میگردد، از تفاوت برداشتها کاسته میشود. به عنوان مثال، گرچه در دهههای گذشته اختلافنظرهای زیادی در مورد آمارهای جمعیّتی کشور وجود داشت و هیچ سازمانی آمار و ارقام منتشره از سوی سازمان دیگر را قبول نداشت، لیکن امروزه دیگر چنین ادّعاهای نامقبولی دیده نمیشود، به گونهای که در انجام آخرین پیشبینی از جمعیّت کشور که چند ماه پیش صورت گرفت سازمانهای تولیدکنندهي آمار با همکاری بسیار نزدیک با مسئول انجام این مطالعات، به نقطهنظرهای واحدی رسیدند و عموماً یافتههای این پیشبینی را ملاک برنامهریزیهای خود قرار دادند. از این جا وجه دیگری از اهمیّت آمار و ارقام درست و متقن در مطالعات جمعیّتی آشکار میگردد و آن رفع ابهامات و اشکالات در برداشتهای صاحبنظران در موضوعات جمعیّتی است. با پرداختن به بخش پایانی تابلوی ترسیمشده از محتوای مطالعات جمعیّتشناختی و متمرکزشدن بر بخش آیندهنگری در آن، کاربرد اصلی جمعیّتشناسی ظاهر میشود و آن تبدیلشدن جمعیّتشناسی به ابزار ضروری و همپیوند با برنامهریزیهای مختلف است که در این مرحله به ارائهي آمارها و شاخصهايی میپردازد که عمومأ جنبهي آماری دارند و به خوبی مؤیّد ارتباط آن دو در زمینههای مختلف حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میباشند. منابع انجمن آمار ایران .(1379). آمار، راهنمايی به سوی ناشناختهها، گروه مترجمان، تهران برتولد اشپولر .(1364). تاریخ اقتصادی ایران در قرون نخستین اسلامی، چاپ دوّم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران. رولان پرسا .(1371). جمعیّتشناسی آماری، ترجمهي سیّدمحمّد سیّدمیرزايی، مؤسّسهي چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد. رولان پرسا و دیگران .(1368). جمعیّت و جمعیّتشناسی، ترجمهي حبیبالله زنجانی، چاپ اوّل، نشر دانشگاهی، تهران. رولان پرسا .(1353). جمعیّتشناسی اجتماعی، ترجمهي منوچهر محسنی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران. زنجانی حبیبالله .(1370). جمعیّت و شهرنشینی در ایران، جلد اوّل جمعیّت، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران.
مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1345ـ تهران. |
| آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 10 دی 1390 ، 08:33 |
جمعیّتشناسی ایران