اخبار :
| متن سخنرانی دکتر زنجانی در مراسم رونمایی کتاب "از تبار تلاش" |
|
|
|
| نوشته شده توسط مدیر سایت |
| پنجشنبه ، 8 دی 1390 ، 03:41 |
|
با سلام و درود به شما که وقت گرانبهای خود را صرف حضور در این جمع فرهیخته نمودهايد تا بار دیگر به ارزشهایی که خود متعهّد به آن هستید، ارج بگذارید. این جلسه را نه تنها به دلیل آنکه میخواهد از معلّمی تجلیل کند گرامی میدارم بلکه فراتر از آن، به گرامیداشت نكاتي دلبستهام که سخنرانان ارجمند این مراسم آنها را به عنوان ارزشهای والای جامعه برشمرند و به نوشتههایی میبالم که از قلم استادان و صاحبنظرانی برآمده است که انس و الفتی طولانی با من داشتهاند. هرچند که به خوبی میدانم بخش عمدهای از سخنان آنان، از پندارهای نیک و بزرگوارانهشان نشأت گرفته است و نشانههای کمرنگتری از آنها در من وجود دارد. اجازه میخواهم قبل از آن که به گوشهای از آن سخنان بپردازم، سپاس بیکران خود را به روان پاک زنده یاد خانم زهرا فرزان حقیقی همسر گرامی جناب آقای مهندس قهاری تقدیم کنم که بارقهای از وی درخشید و به تألیف و تدوین این کتاب انجامید. نمیدانم چرا ؟ شاید به دلیل حضور در کلاسهایی بود که حدود 45 سال پیش در دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشتم و او نیز از دانشجویان ممتاز آن کلاسها بود. قدردانی ویژهی من به جناب آقای مهندس قهاری بر میگردد که در دورهی مدیریّت خردمندانهی خود در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، این ایده را شکل دادند و مرا که همواره مورد لطف و مرحمتشان بودم بیش از بیش، به ادامهی راهی که در پیش گرفتهام تشویق کردند. از جناب آقای آزادی نویسندهی توانا و انسان شایستهای تقدیر میکنم که کلمات این کتاب را هر روز غنیتر و پربارتر نمودند و با گذشت زمان شناختهای اوّلیهی خود را به نوشتههایی عمیق و پرباری تبدیل کردند که خوانندهی کتاب را آگاهانه به دنبال خود بکشاند. ایشان نه تنها خود، بلکه تمام اعضای خانوادهی هنرمندشان را نیز در این کار سهیم و شریک نمودند. سپاس ويژهی اينجانب به مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری و مدیر توانا و خردمند آن جناب آقای مهندس سپهری، به انجمن مفاخر معماری ایران و رئیس ارجمندآن جناب آقای مهندس قهاری، به مدیران ومتخصّصان خانهی پژوهش ایرانیان، به مؤسّسهی مطالعاتی زهرا فرزان حقیقی و مسؤولان موزهی هنر امام علی و به استادان بزرگوار به ویژه جناب آقای دکتر محمّد میرزائی رئیس ارجمند انجمن جمعیّتشناسی ایران و جناب آقای دکتر مهدی دیانی که در تمام مراحل این برنامه یار و یاور من بودند، به دوستان، اعضای خانواده و برادرانم که هریک باطرح مواردی موجبات دلگرمی و سرافرازیم را فراهم ساختند. استاد محترم جناب آقای دکتر توفیق که خود را همیشه مدیون دانش، خرد،حسن سلوک و ویژگیهای والای انسانیشان میدانم در این کتاب مینویسند: آشنایی من با دکتر زنجانی از زمان دانشجویی او در دانشگاه تهران است که در همان زمان نه تنها از دانشجویان مبرز که استثنایی به شمار میرفت. آنچه که در فعّالیّتهای علمی و پژوهشی او ارزنده است استمرار در رشتهی اصلی یعنی جمعیّتشناسی است. شاید برای عدّهای این ویژگی سهل و آسان نماید امّا به تصوّر من از دلایل مهمّ توقّف و عدم پیشرفت کافی در رشتههای گوناگون علمی در بسیاری از استعدادهای کشور از شاخهاي به شاخهی دیگر و از شغلی به شغل دیگر پریدن است. مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران ضمن با ارزش شمردن همکاری استادان و متخصّصان رشتههای گوناگون در آن مرکز، بر دو ویژگی مهمّ آنها تأکید میگذارد : اوّل دانش تخصّصی که ریشه در تحصیلات و تجربیات حرفهای آنها دارد و دوّم علاقمندی آنان به کار و فعّالیّت در مرکزی که به سان محلّ کار شخصی آنها ميباشد. مهندس قهاری رئیس انجمن مفاخر ایران و رئیس وقت مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، در پیشگفتار کتاب از باغ نگارستان محلّ مؤسّسهی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1349 آغاز میکند یعنی از زمانی که جناب آقای دکتر توفیق نیز ریاست آن مؤسّسهی مهم و اثرگذار را به عهده داشتند. وی ضمن اشاره به سوابق تحصیلی اینجانب در دانشگاه تهران و دانشگاه پاریس که تحصیلات بعدی خود را در آنجا گذراندهام، از بازنشستگی زودرس من در دانشگاه تهران و استمرار فعّالیّتهای علمی و پژوهشیام در مرکز آمار ایران، دانشگاههای مختلف کشور، وزارت کار و امور اجتماعی به عنوان عضو شورای اشتغال و سرانجام استقرارم در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران یاد میکنند و بر نقش اینجانب در برنامههای استراتژیک، آیندهپژوهی و برنامهریزیهای راهبردی تأکید میگذارند و از سهم اینجانب در اتّخاذ سیاستهای جمعیّتی کشور یاد میکنند. آقای آزادی نویسندهی توانای کتاب بر سادگی زندگی، تلاش شبانهروزی و خستگیناپذیری اینجانب اشاره میکنند و آن را الگویی بی بدیل برای همهی کسانی میدانند که به رغم داشتن جوهر وجود، خود را باور ندارند. شخصأ بر این باورم که بخشی از خواندنیترین قسمتهاي این کتاب مطالبی است که استادان ارجمند دیگرم دکتر محمّد میرزائی، دکتر سیّد محمّد سیّد میرزائی و دکتر مختار آرامی، برادر بزرگترم دکتر برات زنجانی، دانشجویان سابقم که امروز خود استادان و متخصّصان ارزندهای هستند و اعضاء خانوادهام دربارهی من نوشتهاند. در اینجا برای جلوگیری از اطالهی کلام، با ارائهی چند جمله از همسرم که عمری را با من گذرانده و شعری کوتاه از پسر بزرگترم که فرصت حضور در این جلسه را نیافتند و نيز با مطلبی کوتاه از پسر دیگرم از همهی شما میخواهم که اگر نکات آموزندهای در این کتاب یافتید خواندن آن را به فرزندان خود و به جوانانی که میشناسید توصیه کنید که اين بهترین پاداش برایم خواهد بود. همسرم مینویسد: "در وجود او میبینم که چگونه پدرانه برای دیگران مانند فرزندش دلسوزانه تلاش میکند، برای همه کس قدم برمیدارد و عمل میکند. به غریبه چنان راه نشان میدهد که انگار حقّی برگردن او دارد، او را همیشه مثبت میبینم، بدبینی، حسادت، غیبت، تعریف و تمجید در مورد غریبه و آشنا، صاحب منصب و مقام را در ذات او نمیبینم، او در برابر هیچ مقامی غیر از خدای خود سرخم نمیکند. او افراد را فقط از جنبهی بار علمی، فرهنگی، معرفتی و شخصیّتیشان تفکیک میکند. و پسرم حسام میگوید: "برای تو نوشتن آسان نبود کدام پنجره را به باغت باز میکردم به کدام زاویه باید نگاه میکردم در کدام لحظه تو را رصد میکردم از تو که هر روز در حرکت بودی و من، متحیّرم از این تکاپوی همیشگی از این همه تلاش، من که جوان هستم، نگاه میکنم، برای دیگران خواستن را سرافرازیت را در تمامی این سالها نگاه میکنم و ایستادگيات را، صدها بار اندیشیدهام و نه برای نوشتن این چند خط که چگونه هستی!" پسر دیگرم احسان مینویسد: "یکایک لحظات روزانه ی مواجهه با پدرم برایم آموزنده است. لیکن مهمترین خصوصیّتی که تعجّب هر روزهی مرا بر میانگیزد، تلاش مداوم این انسان والا در همهی امور به ویژه در تحقیق و نگارش است. زمانیکه پس از کار روزانه به منزل باز میگردم، ایشان را در پشت میز کار مییابم که در ادامهی فعّاليّتهاي پژوهشی كه در محلّ کار به آن مشغول بوده و نيز اتمام سایر فعّالیّتهای روزانه، با چنان آرامش و جدیّتی به مطالعه و نگارش و انجام سایر کارهای تحقیقاتی میپردازد که اغلب سلام مرا نمیشنود و مدّت زمان طولانی سپری میشود تا حضور مرا در خانه احساس کند. در این موقع، همیشه آرزو میکنم ای کاش بتوانم سالهای سال این صحنه را ببینم و جواب سلامی از ایشان نشنوم . واقعأ این تلاش مداوم و علاقهی بیپایان به تحقیق و نگارش حیرتانگیز است". و امّا من، خود را شیفتهی شرف شغلی، رهروی راسخ در انجام وظیفهی صادقانه و آگاهانه، و مرید و ستایشگر انسانیّت انسانها میدانم و با دلبستگی کامل اين مسير را پی میگیرم. |
| آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 11 دی 1390 ، 06:55 |
جمعیّتشناسی ایران